سبد خرید (۰) کالا
جمع کل: ۰ تومان

یک بازیگر و یک رزمی کار واقعی

یک بازیگر و یک رزمی کار واقعی
تاریخ ارسال:۱۳۹۳/۱۰/۲۱ بازدید کنندگان:۶۳۷ نویسنده:

  ریچارد نورتن به خاطر نقش هایش در بسیاری از فیلم های اکشن معروف است. اما او یک رزمی کار در حد کمال است. نورتن در کاراته گوجو و چان کاک دو سبک چاک نوریس دان پنجم دارد و در BJJ تحت مربی گری جین جاکوس ماکا دو کمربند مشکی دارد. نورتن اخیرا از استرالیا به خانه دوم خود در لوس آنجلس بازگشته است و به طور روز افزون به عنوان سخنران سمینارها همه جا به دنبالش می گردند. موضوعی که بیبشتر از همه طرفدار دارد، یک مجموعه از تمرین های بغرنج و پیچیده به نام " پیچیده ها " است که 30 سال پیش توسط استاد تاداشی یاماشیتا به او آموزش داده شده است. ما با نورتن درباره تمرین ها و اینکه چرا آنها بهترین ابزارهای آموزشی هستند که در طول 45 سال آموزش و تمرین کسب کرده است، صحبت می کنیم.                                           

 

ریچارد، می توانی یک مروری مختصر از انچه از زمانی که به ملبورن بازگشته ای و تدریس کرده ای به ما ارائه دهی؟                       

 

 سمینارها به هم آمیخته بوده اند. من سمینارهای آموزش جیو-جیتسوی برزیلی زیادی داشته ام و همچنین سمینارهای کار با gi. یک درخواست و تقاضای واقعی وجود داشت. این واقعا ان چیزی نبود که قصد داشتم تدریس و آموزش را در سمینارها با آن آغاز کنم، اما چند نفر از مربیان با من تماس گرفتد و درخواست کردند که آن ها را آموزش دهم. من اخیرا سمینارهای دو روزه ای در نیوزیلند و سیدنی، تدریس یک روزه BJJ و روز بعد ترکیبی از تمرین های " پیچیده" داشتم. من همیشه ان را با کاربردهای واقعی خیابانی ترکیب می کنم. و دقیقا از همان اصولی استفاده می کنم که در کامپلکس یا پیچیده و بغرنج، یافت می شوند.                      

 

 سیستم انتقال تغییر نمی کند و این مهم است، زیرا فکر می کنم همه چیز با اصول مرتبط است. من نمی خواهم وقت مردم را با آموزش تمرین ها دشوار و پیچیده به صورت مجموعه هایی از تمرین های پیچیده، هدر دهم، اگر فقط در یک تمرین معتبر است و می تواند انجام شود، باید درس های دیگری نیز وجود داشته باشند که بتوانند بیشتر جوانب تکنیک های دیگر شما را منتقل کنند. یاد گرفتن اسان نیست. شما می توانید ان ها را کاملا ساده به عنوان یک الگو یاد بگیرید، اما این چیزی نیست که به درد بخورد. اجرای آنها به طور صحیح با تمام آن چیزهایی که در بردارند، کاربرد واقعی است. اگر قصد دارید وقتتان را اینگونه سپری کنید، مزایای زیادی وجود دارد، به جای اینکه تخیلی به نظر برسد.        

 

در سمینارها شما سعی می کنید چیزی به مردم یاد بدهید که آنها بتوانند یاد بگیرند و به کار برند. احتمالا یادگیری یک کامپلکس یا تمرین پیچیده کامل در یک سمینار دشوار است؟    بله، یک دلیل برای تهیه مجموعه های آموزشی DVD در مورد تمرین های پیچیده این است که در یک سمینار من خوش شانس هستم که نیمی از یک تمرین پیجیده را ارائه دهم. من باید بتوانم بگویم:" بفرمایید، آنها اینجا هستند و شما می توانید آنها را با خود به خانه ببرید" و از آن ها درخواست کنم که الگوها را یاد بگیرند. بعد می توانم شروع کنم و واقعا ان را مرتب کنم.با این کار به مقدار زیادی در زمان صرفه جویی می شود. من فقط چند ابزار تمرین های پیچیده را به آن ها یاد میدهم، شاید چند تمرین ساده دست. اما با آن تمرین ها من می توانم تمام اصولی را که در تمرین ها" پیچیده " وجود دارند، به آن ها نشان دهم. پیام من این است: من اینجا نیستم تا تکنیک شما را تغییر دهم. اصول مانند حقایق هستند.،انها باید بتوانند به هر فرم از حرکتی منتقل شوند، با یک دلیل. بنابراین، اکر تکنیک محبوب شما کاملا با تکنیک من متفاوت است، مهم نیست. به اعتقاد من،اگر شما اصول را در کار دخیل کنید، به شما کمک خواهد کرد.                                

 

شما گفتید که تمرین های "پیچیده" طی 25 سال گذشته به شما آموزش داده شده اند؟                    

 

بله، پیچیده ها توسط استاد تاداشی یا ماشیتا به من تعلیم داده شدند. او در فیلم هشت وجهی رئیس من بود. من اولین بار زمانی که در مجموعه این فیلم بودیم او را ملاقات کردم و به عنوان یک رزمی کار دوست داشتم بدانم چه کاری انجام می دهد. چند تکنیک از این پیچیده ها را روی من نشان داد. یادم می اید هیچ ایده و نظری درباره اینکه او چه کاری انجام می داد نداشتم. خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم و فکر کردم که باید آنها را یاد بگیرم. دو سال با او تمرین کردم و آنها را یاد گرفتم. در کاراته ما همیشه مشاجره و مبارزه یک گام ماکاتا را داریم و شما مشت آزاد، زمانی که می دیدم تاداشی این پیچیده ها را انجام می دهد فکر کردم، او سریعترین دست هایی را دارد که من در یک رزمی کار سنتی دیده ام. من همیشه با سرعت دست ها و قدرت او ضربه می خوردم.                                       

 

 وقتی شما می گویید "در یک رزمی کار سنتی " منظورتان این است که همین میزان سرعت را در رزمی کاران غیر سنتی هم دیده اید؟                

من می گویم سنتی زیرا تکنیک هایی که شما در "پیچیده ها"انجام می دهید بیشتر در یک راستا با کاراته و در خلاف مشت و لگد در بوکس هستند. اما من هنوز هیچ کس را ندیده ام که دست هایی سریعتر از تاداشی داشته باشد و حداقل آن کاری که او انجام می دهد را انجام دهد. من او را تماشا میکردم و میدانستم که باید چیزی در روشی که او انجام می دهد وجود داشته باشد.

 

اشتباهی که شما درباره چیزی مانند این پیچیده ها می کنید این است که آن ها را صرفا یک تمرین در نظر بگیرید.به عنوان تکنیک های مستقل برای تمامی مقاصد و هدف ها، گاهی به نظر می رسد شما با محکم کوبیدن دست روی مفاصل فرد حمله می کنید، اما من متوجه شدم که این تکنیک ها این گونه نیستند. قطعا به صورت انفرادی، این تکنیک ها به سهم خود موثرند. اما بیشتر در رابطه با این موضوع هستند که چگونه بدنتان را حرکت دهید، بازخورد عصبی عضلانی که از آنها کسب می کنید. شما نمی توانید آنها را به صورت موثر و مفید بدون مقدار زیادی حرکت و جنبش انجام دهید. چرخش مفاصل ران و شانه ها، هدایت از سمت پاها، کشش و انقباض سریع و استفاده از انعکاس ها. من کشف کردم که در انتقال این پیچیده ها اصول فراوانی نهفته است.                                       

 

 مردم می گویند که دانستن آن مهم است؟ برای من، به شدت اهمیت دارد، زیرا به عنوان یک مربی، می خواهم بدانم چرا دارم کاری را انجام می دهم و چرا این تاثیر را دارد؟ من می خواهم اصول دخیل در آن را بدانم. در روزگاران قدیم هنرهای رزمی، چیزهای زیادی به ما نشان داده می شد و به ما گفته می شد که فقط این کار را انجام دهید و آن را به اندازه کافی انجام دهید تا به نتیجه خاصی رسید. می خواهم بدانم چرا به جای اینکه به این روش بچرخیم باید به ان روش بچرخیم؟ چرا یک خشن نیمه یا یک چهارم چرخش داشته باشیم؟ متوجه شدم که کارهای درونی زیادی باید به تنهایی روی این پیچیده ها انجام شوند و آنجا بود که من "اصل تمرکز" و انعکاس و یا انرژی ذخیره شده را کشف کردم.

 

پیچیده ها یک راه پدیده ای برای تمرین چندین تکنیک در یک روش پیوسته و ناگهانی است. من متوجه شدم که این چیزی است که در بیشتر تمرین ها در کاراته وجود ندارد، زیرا آنها بر اساس بلوکه سازی و سپس یک قدرت، ضربه مشت متمرکز و یا ضربه لگد با یک کیایی بزرگ هستند. ایده موجود در آنها این بود که آنها ضربات مرگباری بودند. اما می دانیم که در تمرین و عمل همیشه آن روش جواب نمی دهد. شما باید همیشه عبارات اگر چنین شود چه می شود را در نظر داشته باشید. اگر شما فقط به او اندکی ضربه بزنید و او همچنان به طرف شما بیاید چه؟ اگر کاملا کنترل را از دست بدهید چه- آیا تعادل دارید و قادر خواهید بود کار را دنبال کنید؟ پیچیده ها روشی برای پاسخگویی به این سوال ها بودند. کاملا در تعادل بودن بعد از انجام 3،4 یا گاهی 20 تکنیک و هنوز ادامه دادن کار در صورت لزوم.                              

 

 ارسال و انتقال سریع تا چه حد مولفه بزرگی است؟                                    

 

من می گویم نقطه تمرکز هر تکنیک در پیچیده ها باید به اندازه صدای کف زدن طول بکشد. هر چه دستهایتان را بیشتر به هم فشار دهید، نمیتوانید صدای ایجاد شده را طولانی تر کنید ، این اصل و اساس " ضربه خرد کننده " است چیزی که بنی اورکوئیدز می نامد. پیچیده ها راهی برای جا گرفتن مجدد  فوری پس از انجام هر حرکت هستند. می دانید، همیشه بین (YIN) و یانگ  (YANG) برای حرکت مثبت و یک عکس العمل منفی وجود دارند. پیچیده ها (کامپلکس) همیشه در مورد اینگونه اعمال هستند. آنها در رابطه با به دست آوردن تاثیر مطلوب و دلخواه برای نقطه آنی و لحظه ای آسیب یافت، جای گیری مجدد فوری و قادر بودن برای استفاده از همان عضو از بدن در حرکت بعدی و حرکت دیگری اند. زمانی که از انعکاس های میوتاتیک صحبت می کنم، یک توالی منطقی از تکنیک ها وجود دارند. اگر شما از آن اصل استفاده کنند، یک انعکاس کششی، یک نوع کشیدگی سریع عضله یا ماهیچه است. بنابراین، انرژی ذخیره شده را به دست می آورید. اگر شما یک نوار لاستیکی را بکشید و رها کنید به شکل عادی خود باز می گردد.                           

 

 ماهیچه ها نیز همین طور هستند. انعکاس میوتاتیک حدود0/01 از ثانیه طول می کشد، اما تخته شیرجه تکنیک بعدی است. من متوجه شدم که پیچیده ها راه بسیار خوبی برای آموزش دادن به بدن برای انقباض های سریع در کوتاه ترین زمان ممکن هستند که برای من این چیزی است که بسیاری از تکنیک های کاراته در رابطه با آن هستند. بر خلاف تکنیک های کنترل کننده مانند مسدود کردن  و خفه کردن که شامل فشار دائمی و کنترل دائمی هستند؛ بار دیگر یک اصل متفاوت دیگر.

 

آیا این سلسله تمرین ها بیشتر حالت یک راهنما را دارند؟ آیا می توانید این پیچیده ها را در سبک فردی خود  به کار ببرید؟                        

 

شما می توانید این اصول را در سبک خود بکار برید. این یک تفاوت مهم است. قطعا از لحاظ انفرادی جواب می دهند، اما اینکه شما چگونه انها را منتقل کنید یا به کار برید مهم ترین است. آن گاه دیگر اهمیتی ندارد که چه تکنیکی است. اصول برای من حقایق هستند: آنها باید در مقابل هر میزان از مشاجره و منازعه تاب و توان داشته باشند، زیرا پایه و اساس علمی دارند.                                

 

یک بار فردی در یک سمینار زمانی که داشتم انعکاس مایوتیک را توضیح می دادم به من گفت: دانستن اینکه این نوع انعکاس وجود دارد چه نفعی برای ما دارد؟ چگونه از ان اطلاعات و دانش در چگونگی تمرین و تعلیم استفاده می کنید؟ برای من بهترین روش توضیح آن با ضربه قدیمی مشت از مقابل، مشت معکوس است. این حقیقت که شما بدانید در کسری از ثانیه طول می کشد زمانی که انعکاس مایوتیک را تحریک می کنید، اهمیت دارد.

 

اگر من یک مشت از مقابل را به طرف حریف پرتاب کنم، این کار به من اجازه می دهد که فقط اندکی حرکت منفی با دست ضربه مشت معکوسم انجام دهم،اما اگر بدانم چقدر طول می کشد، نمیتوانم مانند این ادامه دهم و از این اصل استفاده کنم. من می دانم که باید یک جنبش سریع و عظیم باشد. اگر شما اصل را بدانید،آن گاه می توانید پیچیده های خود را تمرین کنید. این چیز دیگری است. اینها فقط پیچیده ها هستند و چیزهای بیشتر از آن ها می دانم ... این مهم نیست. آنچه من می خواهم مردم از این بدانند، اجرای میزان نامشخصی از تکنیک هاست، انتقال سریع و ناگهانی و سپس مانند کاتا می شود. زمانی که شما تکنیک های کاتا را انجام می دهید، هیچ راهی وجود ندارد که آنها را به گونه ای که در کاتا انجام می دهید در یک سلسله و توالی انجام دهید، زیرا آنها واکنشی هستند. همه چیز به این بستگی دارد که شما آن را در مقابل چه کسی انجام می دهید، او چه کار می کند، و چگونه به آنچه که شما انجام می دهید واکنش نشان می دهد.

 

پیچیده ها نیز همین طور هستند، خوشبختانه شما می توانید فقط اصل را استنباط و استخراج کنید، حتی قسمتی از حرکات و یا یک مجموعه از حرکات را برای خود بردارید که برای موقعیتی که در ان هستید کاربردی باشد. زمانی که آزادانه مشاجره و مشت زنی می کنید، نمی دانید  فرد مقابل چه کاری  انجام خواهد داد : این حالت واکنشی دارد، حتی اگر شما آن را شروع کنید . اما من می توانم هنوز هم در اینجا اصول سرعت، قدرت ناگهانی-به دست امده از اصول در پیچیده ها- را در روش لگد زدن، در روش مشت زدن، در روشی که مفاصل باسن و شانه هایم را حرکت می دهم، به کار ببرم. اینجا جایی است که آنها بسیار ارزشمند است.                                      

 

 در سمینارهایم نشان می دهم زمانی که ضرباتی را می زنم، اجرای انها دقیقا مانند روش اجرای تکنیک ها در پپیچیده هاست. با همان نیروی ناگهانی با استفاده از کشش سریع بافت ها. جنبه غیر هوازی جذب اکسیژن و اجرای اینها درست مانند همان کاری است که در موقعیت های خیابانی انجام می دهم و این مهم است زیرا در غیر این صورت به چه درد می خورد؟ قطعا شما می توانید از یک پیچیده استفاده کنید و عالی و باشکوه به نظر بیایید،اما اگر اصول و تعلیماتی که از ان به دست  می آورید در هیچ حوزه و جایی قابل استفاده نباشند، هیچ فایده ای ندارند.                               

 

 حتی در درون خود پیچیده ها حرکات و کار دست ها فقط اهمیت ندارند، آنچه مفاصل ران و شانه ها و پاها انجام می دهند نیز مهم هستند. در پیچیده ها، همیشه حداقل گام های یک چهارم وجود دارند. بنابراین، شما یاد می گیرید از پاهایتان در ارتباط با کاری که دست ها انجام می دهند، استفاده کنید. با قدرت مشت زنی،24% قدرت از دست ها می آید، 37% از مفاصل ران یا فاکتورهای چرخنده قسمت تند و 39 درصد از پاها می آید. درک این موضوع بسیار اهمیت دارد که وقتی ما به این دامنه یک چهارم های بسته می رویم، این فقط قدرت مشت زنی نیست. شما باید بدانید که چگونه قدرت را از پاها بگیرید. هدایت و چرخش مفاصل ران، قسمت های انتهایی در این حالت دست های شما-را مانند یک سنگ در سرازیری حرکت می دهد. این همان جایی است که انتقال نیرو و  قدرت به آنجا می رود. بنابراین، شما به تمرین هایی نیاز دارید که این جوانب از حرکت کل بدن را توسعه و پیشرفت دهد. به یک روش سریع، اگر حرکت دست های شما این قدر سریع باشد،آنگاه قادر خواهید بود پاها و مفاصل ران را با سرعت یکسان با دست ها حرکت دهید تا تمام این فاکتورها در یک زمان ضربه بزنند.                               

 

همه چیز در رابطه با این موضوع است که چقدر سریع بتوانید مجددا جلوگیری کنید . شما یک ضربه مشت می زنید و از ناحیه چانه به فردی ضربه وارد می کنید. پس از آنکه آن ضربه را وارد کردید رها کردن آن بدان شکل  اهمیت و فایده ای ندارد. نمی توانید به هیچ وجه برای دفاع از آن استفاده کنید. بدیهی است،هر چه سریعتر از آن حالت باز گردیم، بهتر می توانیم کار را دنبال کنیم و پوشش دهیم. پیچیده ها به شما یاد خواهند داد که چگونه با استفاده از انرژِی ذخیره شده به غیر از استفاده از پاها و مفاصل ران و هر چیزی،مجددا جاگیری کنید، اما آنها باید درست انجام شوند. شما از میان یک مرحله بسیار هوشیارانه از یادگیری الگوها عبور خواهید کرد. شما باید آنها را در یک روش نهایی که هدف و منظورشان است آموزش دهید،5 یا10 تکنیک باید به عنوان یک تکنیک انجام شوند، نه به عنوان قطعات جداگانه. شما همچنان توان تغییر جهت در هر زمان خاصی را دارید،اما با توجه به اینکه اینها مجموعه الگوهایی هستند که شما توانایی دانستن آنها را دارید. خوب، من با این تکنیک کار را تمام خواهم کرد.                                                

بنابراین، زمانی که شما الگو را یاد بگیرید، کمک می کند تا در اصل یا اصول آن استاد و ماهر شوید؟                       

 

 بله و راستش من کاملا معتقدم که حتی اگر کاملا متوجه نشوید و درک نکنید که چه اتفاقی می افتد، اگر بتوانید که پیچیده ها را به روشی که من به مردم می گویم انجام دهند، اجرا کنید،یک محصول فرعی طبیعی  از این اموزشها و سرعت و شدت بیشتری به دست خواهید آورد. حتی اگر شما اصول مایوتیک و اصل و جوهر تمرکز را درک نکنید. اما صادقانه بگویم، من می خواهم مردم این جنبه ها را اوش و تفحص کنند.

 

اصل دیگری که من در مورد آن صحبت می کنم اینرسی یا سکون است. شاید دیگران می گویند دست هایشان را بیرون نگه دارند و بدنشان را پیچ و تاب دهند. زمانی که آنها دست ها را به داخل بکشند و آنها را دوبار با سرعتی که من می گویم بچرخانند، یک سرعت خاص به دست می آید و من می گویم چه اتفاقی افتاد؟ شما یک دست را از دست ندادی. شما 10 کیلو از وزن را از دست ندادید. شما فقط با اینرسی یا سکون مبارزه نکردید. اصل اینرسی یا سکون حتی برای ضربات لگد بکار می رود. قیاس من یک گلوله است. من همیشه می گویم "اگر یک گلوله را به سمت شما پرتاب کنم چه اتفاق خواهد افتاد؟فقط پرتاب می شود و می جهد ، حال با زمانی که از یک تفنگ بیرون بیاید، چه فرقی دارد؟ آن موقع سرعت و شتاب می گیرد ." بنابراین بدن شانس و فرصت هدایت و جذب تاثیر را ندارد،زیرا ساختمان عضلانی و سیستم اسکلت بندی برای پراکنده ساختن آن ندارد.        

 

به فردی مانند بیل والانس نگاه کنید. زمانی که مدتی با بیل تمرین داشتم.، برای اولین بار به آمریکا رفتم. او گفت:"اگر من به یک کیسه لگد بزنم،به سختی حرکت خواهد کرد." زیرا آن کار سبک او نبود. او اساسا از تکنیک های چهار گانه استفاده می کند،نه چرخاندن مفاصل ران و چیزهایی از این قبیل. این موضوع در رابطه با سرعت بود، اما بیل می توانست با این ضربات لگد، هر کسی را ضربه خنثی کند. اول از همه، انها آنقدر سریع بودند که شما نمی توانستید ببینید که چیزی دارد می آید و زمانی که به شما ضربه می زند مانند این بود که مورد اصابت گلوله قرار بگیرید. اما من با ضربات لگد از پشت ناگهانی مورد اصابت قرار گرفته ام و به شما می گویم که هرکسی می تواند در مقابل آنها ایستادگی کند  او را به مبارزه می طلبم.

 

آنها باید بفهمند که دلیل اینکه ضربات ناگهانی و بی مقدمه این قدر خطرناک هستند و باعث آسیب های زیادی به بافت ها می شوند مدت زمانی است که آنها (این ضربات) با گوشت و عضله در ارتباط هستند. یک ضربه لگد ناگهانی به مدت 2 ثانیه با فرد تماس دارد. یک ضربه به مشت که قرار است شما را به عقب براند به مدت 10 ثانیه با شما تماس دارد. بنابراین اینکه یک ضربه لگد ناگهانی می تواند چنین آسیب های زیادی به بافت وارد کند، این است که بافت زمان بسیار اندکی برای پراکنده سازی نیرو دارد.  یک ضربه لگد ناگهانی به علت محدود زمانی که با فرد در ارتباط است، بسیار خطرناک است. به علاوه، باعث می شود شما نیرو و انرژی کمتری داشته باشید، زیرا هل دادن و حرکت دادن تمام بدن یک فرد به عقب انرژی می خواهد. بنابراین، از انرژی و توان کلی و سرعت شما می کاهد . عامل مهم دیگر تمدد اعصاب و آرامش است. اگر شما این تکنیک های پیچیده را به روشی که من نشان می دهم انجام دهید، به هیچ طریقی دچار گرفتگی عضلانی نخواهید شد، زیرا در هر مرحله به شدت درگیر انجام  تکنیک خواهید شد . پس طراحی می شود تا به شما میزان زیادی تمدد اعصاب آموزش داده شود. همان طور که تاداشی گفت:" غربی ها دست را به عنوان قدرت در نظر می گیرند." اما شتاب دهی در تاثیرگذاری اهمیت دارد. شما باید با آن ارتباط برقرار کنید به آن جرم دهید.                                             

نکته دیگر در مورد این پیچیده ها این است که شما با فرد دیگری کار می کنید. این مانند اجرای کاتا به تنهایی نیست. بسیار واکنشی است و در ان احساس می کنید که دست هایتان دستانتان چسبناک است.                                                                                                                منبع: دنیای رزمی               

برچسب ها: هنر های رزمی ریچارد نورتن
پست های مشابه
ارسال نظر
Captcha