سبد خرید (۰) کالا
جمع کل: ۰ تومان

زندگینامه محمد علی کلی

زندگینامه محمد علی کلی
تاریخ ارسال:۱۳۹۲/۷/۱ بازدید کنندگان:۲۳۷۱ نویسنده:سامان موسوی

محمدعلی کلی با نام قبلی کاسیوس مارچلوس کلی و نیز مشهور به محمدعلی کلی، یکی از مشهورترین بوکسورهای سنگین وزن جهان است. وی در قرن بیستم عنوان یکی از بزرگترین قهرمانان ورزشی را از آن خود کرد.

محمد علی در لویی ویل، کنتاکی دوران کودکی خود را سپری کرد. در سن ۱۲ سالگی هنگامی دوچرخه کوچکش به سرقت رفت، مثل بسیاری از کودکان دیگر گریه کنان نزد پدرش نرفت بلکه ماجرا را برای پلیس محلی شان جو مارتین که یک مربی بوکس هم بود گزارشکرد. مارتین پیشنهاد کرد که راه مبارزه کردن را تحت نظر او یاد بگیرد و این پسر بچه ۱۲ ساله به سرعت تحت فرامین مارتین در امر یادگیری بوکس پیشرفت کرد. تا زمانی که به دبیرستان رفت در کنتاکی موفق به کسب ۶ عنوان شد و با این موفقیتها مسوولین مدرسه درعوض، نمرات ضعیف درسی اش را نادیده گرفتند و اجازه دادند تا او فارغ التحصیل شود.

 

 

در بازیهای المپیک تابستانی سال ۱۹۶۰در رم او مدال طلای بوکس در رده سبک وزن راکسب کرد و سپس بعد از آن آموزش بوکس حرفه‌ای را زیر نظر آنجلو داندی ادامه داد وهمزمان در همان سالها بود که عقاید غیر معمول مذهبی خود را بروز داد. ضمن اینکه نتایجدور از انتظار و خیره کننده او در مسابقات، و روحیه خستگی ناپذیرش موجب شده بود تا لقبمشت زن لوییس ویل را از آن خود کند. چرا که هیچ رقیبی در آن منطقه نتوانسته بود وی راشکست دهد. او به همین علت همیشه می‌گفت: "من قوی ترینم، جوانم و پر انرژی! سریع هستمو هیچکس نمی‌تواند مرا شکست دهد."

از سال ۱۹۶۰تا ۱۹۶۳این مبارزه گر جوان در ۱۵مسابقه نفسگیر دیگر حریفانش را ناکاوت کرد.کسانی مثل تونی اسپرتی، جیم رابینسون، دانی فلیمن، داک سابدانگ آلونزو جانسون،گئورگ لوگان، ویلی بسمانف و لامار کلارک که در دوره اوج خود بیش از ۴۰پیروزی قاطعانه داشت.

شاید هیجان انگیزترین و پر افتخارترین موفقیت کلی را در آن دوران پیروزی برابر سانیبنکس، آلخاندرو لاورانته و آرچی مور که سابقه ۲۰۰پیروزی چشمگیر داشتند، باشد. اگرچه بنکس و لاورانته هر دو پس از این در مسابقات دیگر روی رینگ کشته شدند و کلی تنه مدعی عنوان قهرمانی برابر سانی لیستون شد. رویارویی با سانی لیستون رقابتی بود که همه بوکسورها با هراس از آن حرف می‌زدند و بوکسوری به سن و سال کم کلی نتوانسته بود او راتاکنون شکست دهد و این عنوان را کسب کند.

در نوامبر ۱۹۶۶او باز به ایالات متحده برگشت تا گربه بزرگ "ویلیامز"[۲۴] را در هوستونشکست دهد! ویلیامز از آن دسته بوکسورهایی بود که ید طولایی در ناک اوت کردن حریفداشت، اما محمد علی به آسانی در راند سوم او را شکست داد. در ماههای بعد او به آسانی درهر رینگی پیروز می‌شد و نامش لرزه بر پیکره هر بوکسوری می‌انداخت.

 

 

در همان سال بود که وی به عنوان یک سرباز میهن پرست از حضور در ارتش آمریکا برایجنگ ویتنام سر باز زد و اعلام کرد که هرگز به روی همنوعان ویتنامی خود آتش نمی‌گشاید ونمی‌خواهد آنها او را کاکا سیاه کثیف صدا بزنند، که همین مساله مدتها سر زبانها بود و پس ازآن حتی از حضور در رقابتهای بوکس به مدت ۵سال محروم شد و گواهینامه بوکسش نیز به حالت تعلیق در آمد، البته مدتی بعد این محکومیت به ۳سال کاهش پیدا کرد.

 قهرمان بوکس جهان در میان قشر زیادی از مردم محبوبیتی ناگفتنی پیدا کرده و مخصوصا مسلمانان سیاه پوست به شدت هوادارش شده بودند.

وی تحت تعالیم رهبران بزرگ اسلام مثل  مالکوم ایکس و تبعیت از فرامین آنها در امر اسلامبه سرعت مورد انزجار جامعه سفیدپوست و مسیحی تبار آمریکایی قرار گرفت. شاید عمده انزجار آنها به این علت بود که نمی‌خواستند نماینده‌ای از سیاهان مدافع حقوق اجتماعی آنهاباشد.

 در سال ۱۹۷۰پس از سپری کردن دوران محرومیت خود به علت شرکت نکردن در جنگاو بار دیگر گواهینامه بوکس خود را دریافت کرد، اما به علت وقفه‌ای چند ساله در ورزش حرفه‌ای عنوان قهرمانی سال ۱۹۷۱رادر مبارزه‌ای با جو فریزر در مادیسون اسکوار گاردناز دست داد. این مسابقه شاید به نظر بسیاری دیگر چیزی شبیه مسابقات دیگر باشد اما برایدو رقیبی که هر کدام شکست ناپذیر بوده به منزله جولانجگاهی برای نمایش قدرت ومهارتشان است. هر دو مدعی و هر دو مبارزه طلب ... هرچند فریزر در راند آخر او را ناکاوت کرد و این تراژدی به ضرر کلی پایان یافت.

در ۳۰آوریل ۱۹۷۶رو در روی جیمی یانگ قرار گرفت و البته بدترین مبارزه خود را انجامداد. وی هم اضافه وزن پیدا کرده بود و هم از آمادگی فیزیکی خوبی برخوردار نبود و به نظرمی‌رسید رقیب جوان خود را نیز چندان جدی نگرفته بود. عده بسیاری که در کنار رینگ قرارداشتند یانگ را مستحق پیروزی می‌دانستند و حتی مربی کلی هم او را بابت عملکرد ضعیفش سرزنش کرد. در ماه سپتامبر همان سال محمد علی برابر کن نورتون روی رینگ رفت و دراستادیوم یانکیها یکبار دیگر از قدرت خود دفاع کرد.

در المپیک سال ۱۹۷۸بار دیگر عنوان قهرمانی را که در ۱۹۷۶از دست داده بود با غلبه برلئون اسپینکس که تنها ۸بازی حرفه‌ای داشت به دست آورد و برای سومین بار قهرمان سنگین وزن دنیا لقب گرفت.

 

 

اعلام بازنشستگی

در ۲۷ژوئن ۱۹۷۹محمد علی اعلام بازنشستگی کرد و با دنیای پر هیجان رینگ و بوکس خداحافظی نمود. اگرچه در طی دو سال پس از آن مسابقاتی هم انجام داد ولی در آخرین مسابقه خود برابر ترور بربیک که ۱۲سال از او جوانتر بود شکست خورد و پس از این شکست در سال ۱۹۸۱با رکورد ۵۶پیروزی، ۳۷ناک اوت و ۵شکست به طور کامل ازبوکس کناره گیری کرد.محمد عل کلی حتی در بوکس هم عقاید ضد اورتودوکس داشت و مثلا" به جای آنکه مثل سایربوکسورهای اورتودوکس هنگام دفاع دستهایش را بالا و روی صورتش بگیرد، آنها را در پایی نمی‌گرفت، همیشه فاصله اش با حریف نسبت به سایرین بیشتر بود و ضربات مشتش به سر ازهر بوکسور دیگری بیشتر بود. اگرچه شاید این مساله در طول یک مسابقه ریسک بیشتریداشته باشد اما ضربات سنگین به اعضای بدن برای ناک اوت کردن حریف از روی رینگ موثرتر است و کلی معتقد بود نمی‌خواهد با فریب دادن دیگران قهرمان شود

 

دوران پس از بازنشستگی

 در سال ۱۹۸۲محمد علی دچار سندروم پارکینسون شد، اما از محبوبیتش نزد مردم وهوادارنش چیزی نکاست و هچمنان مورد توجه میلیونها نفر در سراسر جهان بود. در سال۱۹۸۵افتخار روشن کردن مشعل المپیک را در جورجیای آتلانتا پیدا کرد.

از آنجایی که دخترش لیلا علی به رشته پدر علاقه فراوانی داشت از سال ۱۹۹۹بوکس حرفه‌ای را آغاز کرد. اما پدرش پیش از این در سال ۱۹۷۸در مورد بوکس زنان گفته بود:

"زنان هرگز نمی‌توانند به خاطر فیزیولوژی بدنشان مثل مردان بوکس بازی کنند. ضربات سهمگین بوکس باعث بروز مشکلاتی برایشان می‌شود که گاهی جبران ناپذیر است محمد علی در حال حاضر همراه خانواده اش در میشیگان زندگی می‌کند.

برچسب ها: تاریخچه دفاع شخصی دفاع در برابر چاقو زندگینامه سبک های هنر های رزمی هنر رزمی
پست های مشابه
ارسال نظر
Captcha