سبد خرید (۰) کالا
جمع کل: ۰ تومان

کاراته در سرزمین غریب

کاراته در سرزمین غریب
تاریخ ارسال:۱۳۹۳/۱۰/۲۱ بازدید کنندگان:۴۶۴ نویسنده:
زندگی طرفدار سابق کاراته کا در اوکیناوا                                            

 

زمانی که مایک کلارک به اوکیناوا، جزیره کوچکی در دریای چین شرقی که به عنوان زادگاه کاراته شناخته می شود، بازگشت، او کاراته کار غربی ای را پیدا کرد که اکنون این جزیره را خانه می نامند.                 

 

مک لرید نیوزیلندی مدت 14 سال است که در اوکیناوا زندگی می کند و به عنوان پیرو سن سی ماساجی تایرای افسانه ای در جاندوکان دوجو تعلیم می بیند. او با خانمی از اهالی اوکیناوا ازدواج کرد و یک دختر 2 ساله دارد. او در دانشگاه ریوکیو تحصیل می کرد و طی این سال ها من شاهد بلوغ و رشد او و تبدیل شدنش از مردی مجرد با مسئولیت های اندک به مرد خانواده و یک پدر بوده ام. کاراته او نیز رشد و پیشرفت داشته است و امروزه توانایی های جسمانی او در تعادل با رفتار و سلوک متین طرز صحبت کردن آرام وی است.                                                

 

گلن، لطفا در مورد شروع کار خود در کاراته و اینکه چگونه به جاندوکان رفتید، برای ما صحبت کنید؟                                 

 

من تعلیمات و آموزش را زمانی که 17 ساله بودم شروع کردم. در همیلتن(نیوزیلند) به دانشگاه می رفتم و به اندازه کافی خوش شانس بودم تا تری هیل را پیدا کنم. تا زمان فارغ التحصیلی با او تمرین کردم، یعنی زمانی که21سال داشتم و زمانی که به اینجا آمدم. پیدا کردن جاندوکان واقعا تصادفی بود. از قبل طرح و نقشه ای برای آن نداشتم، اما وقتی دوجو را پیدا کردم، زمانی که در آستانه درب بودم، سنسی میازاتو را دیدم و او به من خوشامد گفت و اینکه می توانم بروم تماشا کنم و من هم رفتم. در پایان شب، سنسی از من دعوت کرد که شب بعد هم به آنجا بروم و به من گفت GI (باس) خودم را ببرم. من فقط قصد داشتم 3 ماه آنجا بمانم. می خواستم پس از آن به خانه خودم برگردم و شغلی دست و پا کنم و در آنجا ساکن شوم. اما اکنون 14 سال است که اینجا ساکن هستم.                                                 

چرا می خواستید به اوکیناوا بیایید؟                                                 

 

من با تری هیل گرایش مبارزه ای بسیار زیادی داشتم. به خاطر دارم حدودا زمانی که من کار را در دوجوی او آغاز کردم، او تازه مبارزه تاسیس (THAIS) در تایلند- مشت و لگد زنی- را تمام کرده بود، بنابراین یک مبارز بسیار بسیار سر سخت بود. من نیز سرانجام نیز در گوجوریو و در مشت و لگد زنی آموزش دیدم. به رینگ یا امثال آن رفتم، اما 2 یا3 بار در هفته تمرین می کردم.

 

در کاراته، ما تمرین های ورزش مبارزه ای زیادی انجام می دادیم، زیرا در آن زمان تری یک مربی نیوزیلندی و مربی دانشگاه وایکاتا بود. ما چند مسابقه قهرمانی ملی و دانشگاهی را برنده شدیم. من 3 سال در تیم کاراته نیوزیلند بودم و در تمام مکان ها در مسابقات قهرمانی شرکت کردم. در قهرمانی های اقیانوسیه پیروز شدم و در مسابقات قهرمانی جهانی در اسپانیا شرکت کردم. ما هرگز آنقدر تمرین های کاتا را واقعا انجام نداده بودم اما یاد گرفتم که چگونه مبارزه کنم.                                

پس از مدتی، کم کم احساس کردم چیزی کم است، یعنی باید چیز دیگری در کاراته وجود داشته باشد. تری همیشه در کاربردهای کاتایا بونکایی و آن جوانب سنتی کار، بزرگ و باشکوه بود، اما ما هرگز آن قدر زمان برای تمرین نداشتیم.

 

در دوجو، همیشه احساسی از روش های سنتی وجود داشت که پشتیبان هر چیزی بود و آنهایی که رشد کردند و جنبه مسابقات و ورزش ها را گذراندند و بیشتر و بیشتر به یک قسمت از دوجو تبدیل شدند. زمانی که نزدیک به پایان دوره 4 ساله دانشگاه بودم، ورزش مبارزه ای را کنار گذاشتم. در آن زمان، گزینه رفتن به انگلستان با یک گروه از مبارزان ورزشی را برای تمرین و تعلیم با افرادی مانند تیکی دونووان (مربی ملی انگلستان) را داشتم و می توانستم از آن زمان برای آمدن به اوکیناوا استفاده کنم. تصمیم گرفتم که به اینجا بیایم و روش های سنتی را مطالعه و بررسی کنم.                                         
 

روزهای اولیه آمدن به اینجا چگونه بود؟                                             

 

مجبور بودم برای آموزش و تعلیم به اوکیناوا بیایم و زمانی که جاندوکان را پیدا کردم، هر روز حدود 4 ساعت تمرین می کردم. حتی زمانی که برای زندگی در اینجا ساکن شدم،7 یا 8 سال بعد، مدرسه را تمام کردم و بعد کار و سپس هر عصر تا 6 عصر در دوجو بودم و تا ساعت 10  تمرین می کردم. حتی پس از آن بیشتر شب ها با تایرا سان بیرون می رفتم و دوباره چند ساعت تمرین می کردم و درباره کاراته صحبت می کردیم.                    

 

من هیچ دوستی خارج از دوجو نداشتم. اما زیاد هم بد نبود، زیرا من برای دوست پیدا کردن به اینجا نیامدم، فقط می خواستم تمرین کنم. حتی یکشنبه ها (زمانی که دوجو بسته است)، من زمان زیادی را در خانه تایرا سان سپری می کردم. جایی که روی زمین صاف و هموار تمرین می کردیم. در شب های دیگر در طول هفته هم همین طور بود. اغلب پس از تمرین دوجو به خانه او می رفتیم و روی بام خانه او در تاریکی درباره کاراته و تعلیمات و آموزش و تمرین بحث و گفتگو می کردیم. اجرای نکاتی در تاریکی خیلی جالب است، می توانم بگویم که واقعا چیزهای زیادی یاد می گیرید. بنابراین، اگر می خواهید احساس خوبی از بونکایی داشته باشید، سعی کنید در تاریکی تمرین کنید.                 

 

پس تایرا سان سن سی یا مربی شماست؟                                                

 

من سن سی میازاتو بود و قبل از آن تری هیل مربی سن بود. تایرا سان سمپایی من است و کسی که من با او بیشترین تمرین را انجام می دهم. وقتی که 7 ماه بود در اینجا بودم، در دوجو هر شب مرا صدا می کرد و کارهایی را بر عهده ام می گذاشت و فقط مراقب من بود تا ببیند که آیا من آن کارها و تمرین ها را انجام می دهم یا خیر. این کار چند ماه طول کشید. بنابراین، من حدس می زنم او می خواست ببیند که من تسلیم می شوم یا نه و من ادامه دادم. گاهی درست نزدیک به جایی که او با فرد دیگری کار می کرد، تمرین می کردم و او را تماشا می کردم. اما سعی نمی کردم کپی برداری کنم. حداقل نه زمانی که در دوجو بودم. چون اصلا مناسب نیست. اما به خانه می رفتم و در آنجا سعی می کردم کارهای او را تکرار کنم. پس از چند ماه او صدایم کرد تا با او تمرین کنم و از آن پس، عضو یک گروه کوچک شدیم که زمانی که در دوجو بودیم با هم کار می کردیم.                

 

در جاندوکان تاکید کمتری روی کلاس های رسمی نسبت به دوجو های دیگر است. تمرکز شما این روزها روی چیست؟                                
 

من کارهای روتین و روزمره ای دارم که دوست دارم آنها را انجام دهم. اما هر دو ماه یکبار تغییر می کنند و این تغییرات به این بستگی دارد که از لحاظ روحی چه وضعی دارم احساس می کنم روی چه چیزی باید برای بونکایی و کاتایی که انجام می دهم، کار کنم. اولین 30 دقیقه، هوجو- آندو-تان، چی- ایشی(وزنه های سنگی سنتی روی عصا یا چوبدست) است و سپس حرکات کاتا، امابه تک حرکات یا قسمت هایی از کاتا تقسیم می شوند. پس از آن روی بونکایی کار می کنم. در زمانی که وقت زیادی را صرف تولید انرژی ناگهانی و انفجاری می کنم، وقت زیادی را صرف ضربه زدن به اوده کیت(تیرک چوبی گرد کاشته شده در زمین) می کند تا احساس آن را پیدا کنم.


در زمان های دیگر من 30تا 40 دقیقه را صرف بلند کردن وزنه و ساخت قدرت بدنی به این روش می کنم. این تمرین ها همیشه با چیزی مناسب سازی می شوند که من احساس می کنم ضغیف است و به تقویت در آن برهه از زمان نیاز دارد. گاهی حفظ تعادل بین تمرین ها و زندگی خانوادگی ام دشوار است.

من احساس می کنم کارهای زیادی در دوجو برای انجام دادن وجود دارد. دوست دارم تمام روز آنجا باشم، اما بدیهی است که نمی توانم این کار را بکنم. من هم کسب و کار خود را دارم، کالاهایی را وارد و صادر می کنم و کالاهای مرتبط با هنرهای رزمی را معامله می کنم. بنابراین، به توجه به این امور نیز نیاز دارم.                                        

 

پس می توانید زندگی خوبی داشته باشید؟                                                

 

بله، برای چند سال آینده قطعا خانواده من اینجا هستند، کار و تجارت اینجاست و البته دوجو نیز اینجاست.                                

 

به کسانی که به فکر آمدن به اوکیناوا هستند چه می گویید؟                                             

 

فکر کردن بس است، هرچه سریعتر سوار هواپیما شوید. اما خوب است اول یک ایمیل به به دوجویی که می خواهید در آن تمرین کنید بفرستید،فقط برای اطمینان از اینکه پذیرفته خواهید شد. حرکت کنید، زیرا اگر زیاد به آن فکر کنید، ممکن است منصرف شوید. زیاد سخت نیست،کمی طرح و نقشه می خواهد تا به اینجا بیایید می بینید که هر چیزی اینجا خواهد بود.                               

 

از کشورهای آفریقای جنوبی گرفته تا فرانسه و آمریکا. همه آنها تمایل مشابهی برای دنبال کردن تمرین های خود با بهترین مربیان سیستم خود هستند،بدون سیاست ها و بدون سطوح مختلفی از دلالانی که به نظر می رسد کاراته را برای بسیاری از مردم در جاهای دیگر دنیا خراب می کنند. این یک دلیل خوب برای بسیاری از افراد  برای پیروی و دنبال کردن نمونه ها و مثال های خودشان است.                        

 

طی چند ماه آینده، من با بعضی از مربیان و مدرسان اوکیناوایی صحبت خواهم کرد که شاگردانی را از سراسر دنیا به دوجوهای خودشان جذب کرده اند. اگر چه بعضی از آنها در غرب بهتر از بقیه شناخته شده اند، اما همه انها چیزهای خاص و ویژه ای دارند. اگر شما به فکر رفتن به اوکیناوا هستید، شاید بعضی از صحبت ها و گفتگوها با افراد اهل اوکیناوا بتواند در انجام دادن این کار کمکتان کند.                        

 

سنسی مایک کلارک دان هفتم در رشته کاراته به مدت 30 سال تعلیم دیده است و کاراته گوجو- ریو اوکیناوایی را در دوجو شینسیدوکان خود در لانستون تاسمانی تدریس می کند.                                                                
                                                    
                                                                                                                                      منبع: مجله دنیای رزمی

برچسب ها: هنر های رزمی
پست های مشابه
ارسال نظر
Captcha