سبد خرید (۰) کالا
جمع کل: ۰ تومان

هنرهای رزمی هنر هستند

هنرهای رزمی هنر هستند
تاریخ ارسال:۱۳۹۸/۸/۱۹ بازدید کنندگان:۲۸ نویسنده:سامان موسوی

Meryl Streep در سخنرانی اخیر خود اعلام کرد که بدون هالیوود، جز فوتبال و هنرهای رزمی مختلط چیزی نخواهید دید، و این ها هم هنر نیستند. هنرهای رزمی "هنرهای رزمی" خوانده می شوند، زیرا به طور کلی به عنوان هنر شناخته می شوند، حتی اگر هنرهای خاصی نباشند که استریپ و هالیوود در آن برتری داشته باشند.


همانطور که Sonny Bunch در مقاله اخیر خود به آن اشاره می کند تماشای هنرهای رزمی ازجمله هنرهای رزمی مختلط می تواند سرگرم کننده باشد. مهمتر از همه، اگر هنرهای رزمی به درستی رعایت شوند شخصیت خوب و متعالی را پرورش می دهند، فضیلتی که هالیوود اغلب به خاطر ارتقای آن از طریق هنرهای رزمی  سینمایی خود را تحسین می کند.


براساس مستندات موجود، هنرهای رزمی در سال 520 میلادی توسط Bodhidharma که یک بودایی بزرگ بود تاسیس شد و ذن بودیسم را از چین به هند آورد. او در طول سفر به چین، اسناد با ارزشی را حمل می کرد و از خطرات راهزانی که در بین راه وجود داشتند باخبر بود. او تصمیم گرفت که بر روی حرکات حیوانات تمرکز کند و سرانجام توانست 18 حرکت لوهان را توسعه دهد.
Bodhidharma در معبد شائولین چین مشاهده کرد که اکثر راهبان هنگام مدیتیشن می خوابند. او نسبت به راهبانی که بدن شان را از طریق تمرینات مراقبتی هدر می دادند احساس دلسوزی داشت. به همین دلیل Bodhidharma تصمیم گرفت که بدن و ذهن راهبان را ارتقا دهد. او کونگ فو (یا Chuan Fa) را که نوعی بوکس برای ورزش های منظم بود ابداع کرد.


یک مزیت دیگر در هنرهای رزمی  Bodhidharma وجود داشت: زیرا راهبان عهد کرده بودند که از سلاح استفاده نکنند، باندهای سربازان یا سربازان سابق غالبا راهبانی را که به خارج از صومعه خود سفر می کردند مورد غارت قرار می دادند.  پس از آن، راهبان با یادگیری هنرهای رزمی بدون سلاح توانستند با خیال راحت به مسافرت بپردازند، به همین جهت آنها به دور چین، اوکیناوا و ژاپن سفر کرده و هنرهای رزمی خود را که آموخته بودند پخش کردند. یک رزمی کار ایده آل شخصی بود که ذهن و جسم او به خوبی آموزش دیده و با هم یکپارچه عمل کنند.
همچنین هنرهای رزمی بخصوص برای افرادی که توسط دولت مورد آزار و اذیت قرار می گرفتند بسیار مهم بود. به عنوان مثال، وقتی چین توسط مغولان اداره می شد ممنوعیت اسلحه برای چینی ها آنقدر شدید بود که از هر 10 خانواده فقط یک نفر مجاز به حمل چاقو بود. هنرهای رزمی همچنین برای دفاع فرهنگی دارای اهمیت بوده است.


زمانی که ژاپن در سال 1609 اوکیناوا را فتح و مردم را خلع سلاح کرد اوکیناوایی ها هنرهای رزمی را به عنوان ابزاری برای حفظ هویت فرهنگی خود تمرین می کردند. با کمال تعجب، Mao Zedong در تلاش برای از بین بردن کلیه جنبه های فرهنگی سنتی، تلاش های خود را برای از بین بردن دانش های مربوط به هنرهای رزمی انجام داد. گاهی اوقات هنرهای رزمی ، مانند ژاپن در قرن بیستم تحت دیکتاتوری نظامی ، با روحیه انحطاط اخلاقی مورد مطالعه و استفاده قرار گرفته است. با این حال ، از هنرها برای ایجاد شخصیت خوب و کنترل خود استفاده می شود - از جمله به عنوان یک تمرین مراقبه. یکی از مزیت های مراقبه در حال حرکت این است که معلم راحت تر می تواند پیشرفت دانش آموز را کنترل کند. در مدیتیشن نشسته، تا زمانی که دانش آموز وضعیت صحیحی را حفظ کند معلم نمی تواند ببیند که دانش آموز دچار خطا شده یا عادت های بدی را تجربه می کند. با حرکت مراقبه، اقدامات بدنی دانش آموز به معلم کمک می کند تشخیص دهد دانش آموز قادر به حفظ آرامش و غلبه بر ترس است.


مقدار مشخصی از تکنیک وجود دارد که یک استاد هنرهای رزمی می تواند با دستورالعمل مستقیم از آن استفاده کند. با این وجود بخش اعظم یادگیری باید توسط دانش آموز کشف شود. استادان از "انتقال ویژه فراتر از دستورالعمل" صحبت می کنند. رزمی کار باید یاد بگیرد که نباید فقط روی یک قسمت از بدن حریف تمرکز کند. تمرکز محدود، نقاط کور را ایجاد می کند. همانطور که رزمی کار یاد می گیرد تا بتواند چشم انداز وسیع تری در پیش بگیرد باید در زندگی روزمره خود نیز آن را اعمال کند. او باید از حد بصری فراتر رود که ظاهراً ذهن را از بدن یا خود از جهان جدا می کند.


آموزش هنرهای رزمی ممکن است مانند روان درمانی به هنرجو اجازه دهد وضعیت خودآگاهی قبلی ناشناخته را تجربه کند. هنرهای رزمی به طور سطحی نوعی آموزش برای مبارزه با حریفان خارجی است. هنرمند رزمی کار واقعی باید بدون حرص و آز و جهل و نفرت مبارزه کند. اگر او برنده شود می تواند از شیاطین داخلی برای خدمات خیر استفاده کند.
 
 
 
 

برچسب ها: هنر های رزمی هنر رزمی هنرهای رزمی
پست های مشابه
ارسال نظر
Captcha